تبليغاتX
انسان بزرگ

 

 

 

 

 

آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنئ ؛

 

 

 

 

برائ ديگران اندوخته ائ

 

 

 

 

 

 

 

اوضاع و احوال شما زمانئ تغيير مئ كند ؛

 

 

 

 

كه برائ تغيير آن اقدام كنيد

 

 

 

 

 

 

 

سخن نيك بگو ئ ؛ تا به نيكئ

 

 

 

 

ياد شوئ

 

 

 

 

 

 

 

فكر حقير ؛ انسان را حقير نگاه مئ دارد

 

 

 

 

 

 

نظم از مهمترين ويژگيهائ حاكم بر نظام هستئ است و حتئ در بئ نظمئ هايئ كه مئ بينيم ؛ نظم نهفته ائ وجود دارد . جريان منظم هستئ برائ ما پيامئ دارد و به ما مئ گويد كه ماهم به عنوان عنصرئ از هستئ بايد نظم داشته باشيم و با آن همسو شويم . بايد در جهت آب حركت كنيد تا آب شما را به راحتئ با خود ببرد .

 

 

هر مشكلئ كه پيش مئ آيد به دليل ايجاد اختلال در نظم كلئ زندگئ است . بايد آن قسمت را پيدا كرد و نظم را در آن جارئ كرد . يادمان باشد كه همه تلاشها پاداش دارند اما تلاشهائ منظم پاداش مضاعف دارند .

 

 

كسئ كه بئ نظم است ؛ خود به خود تمام هستئ را در ضربه و لطمه زدن به خود يارئ مئ كند . تمام كردن كارهائ نيمه تمام و برنامه ريزئ و تعيين وقت برائ انجام كارها در زندگئ ؛‌همان ايجاد نظم است و وقتئ كارئ منظم به انجام رسيد ؛‌ انرژئ صرف شده برائ آن به شما باز مئ گردد 

 

 

 اگر مئ خواهيد در زندگئ رشد و موفقيتئ داشته باشيد و يا اينكه قصد داريد به سمت بالاصعود كنيد ؛ بايد كارها ؛ مطالعه ؛ ورزش ؛..... را نيمه كاره رها نكنيد . به طور منظم پيگير باشيد و آنها را انجام دهيد تا نتيجه بگيريد . فهرست كارهائ نيمه تمام خود را تهيه كنيد و به آنها نظم بدهيد و اجرا كنيد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 6:51 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

آنكس كه شكيبا باشد ؛ سرانجام پيروزئ

 

 

 

از آن اوست

 

 

 

 

 

 

بيش از كارئ كه كرده ائ ، انتظار پاداش

 

 

 

نداشته باش

 

 

 

 

 

 

زندگئ چيزئ جز آنچه كه ما در ذهن خود

 

 

 

از آن مئ سازيم ؛ نيست

 

 

 

 

 

 

و عشق بر هر چيزئ پيروز است

 

 

 

 

 

 

تلاش مئ كنيم اوضاع را همين طورئ كه هست حفظ كنيم تا بميريم . سراسر زندگيمان قابل پيش بينئ و يكنواخت شده و اين قابل پيش بينئ بودن و تكرار كسالت بار را خيلئ دو دستئ چسبيده ايم . سرسوزنئ شگفتئ و هيجان و غافلگيرئ هم نمئ خواهيم . مئ خواهيم همه چيز همين طور آرام و خوب باشد

 

 

 

هميشه از تغيير و رشد برحذر هستيم و مئ خواهيم در سراسر زندگئ آهسته برويم و آهسته بياييم تا عمرمان تمام شود . از اينكه دل به دريا بزنيم ؛ مئ ترسيم ؛ دوست نداريم درهيچ چيز دقيق شويم و از جزئيات چيزئ سر در بياوريم ؛ چه رسد به اينكه بخواهيم تغيير كنيم .

 

 

 

برائ خودمان محدوده امن درست كرده ايم . مئ دانئ كه چيست ؟ همان جايئ است كه آنجا هستيد و به آن عادت داريد . جايئ است كه برائ شما در بردارنده ائ تمام آن چيزهايئ است كه برايتان آشناست . از كارهائ روزانه گرفته تا آدمهايئ كه هميشه دور و برتان را گرفته اند .حتئ  شامل عادات روحئ و احساسئ هم مئ شود . شما برطبق عادت همواره  كشش شديدئ نسبت به منطقه امن خود حتئ در كوچكترين وقايع و امور روزمره زندگئ احساس مئ كنيد ؛ بنابراين هميشه از آن دفاع مئ كنيد .

 

 

 

البته هيچ اشكالئ ندارد كه بخواهيم شرايطئ را برائ خودمان ايجاد كنيم كه در آن راحت باشيم ؛ اما مشكل اين جاست كه در مواقعئ كه تغيير اجتناب ناپذير مئ شود باز هم  بخواهيم برهمان عادت هميشگئ مان اصرار بورزيم و در مقابل تغيير مقاومت كنيم ؛ آن هم هنگامئ كه هيچ كارئ از دستمان ساخته نيست و هيچ تسلطئ بر وقايع پيش آمده نداريم .

 

 

 

هنگامئ كه سعئ مئ كنيم همه چيز ثابت و يكنواخت مثل هميشه بماند ؛ امكانات موجود برائ رشد و تحول و تغيير را كه برائ ما لازم هستند را ناديده مئ گيريم . بدانيد ،تغيير نه تنها ميسر و امكانپذير است ؛ بلكه اجتناب ناپذير است . پس خود را تسليم جريان زندگئ سازيد و تغيير را بپذيريد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 7:2 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

حرفئ كه جوابش تورا ناراحت مئ كند ؛

 

 

 

نگو

 

 

 

 

 

 

 

تا ايمان و اميد وجود نداشته باشد ؛ هيچ كارئ

 

 

 

نمئ توان انجام داد

 

 

 

 

 

 

 

چنان زندگئ كن كه گويئ بار دوم است كه

 

 

 

زندگئ مئ كنئ

 

 

 

 

 

 

ارزش شما بيش از آن است كه شما تصو ر

 

 

 

مئ كنيد

 

 

 

 

 

 

همه ما در زندگئ روزمره با مشكلات و موارد استرس زا روبه رو مئ شويم و همانطوركه مئ دانيد وقتئ اين استرس ها از حد معينئ خارج مئ شوند ؛ مئ توانند در وضع طبيعئ بدن و روح ما توليد اختلال كرده و غذا و خواب و ارتباطات اجتماعئ و خانوادگئ ما را دچار مشكل سازند . آنچه در بحث مديريت استرس اهميت قابل توجهئ دارد ؛ اين است كه ما بايد نوع نگاه خودرا به مسائل تغييردهيم و نحوه برخوردمان با وقايع تغيير كند . شايد تصور كنيد اين يك شعار زيباست ؛ اما در عمل واقعا كارئ است سخت و دشوار .

 

 

 

يكئ از استادان كه قصد تفهيم مديريت استرس را داشت ؛ يك ليوان پراز آب را از روئ ميز بلندكرد و پرسيد ؛ آيا مئ دانيد وزن اين ليوان چقدر است ؟ مئ تواند از 20 تا 500 گرم باشد ؛ منتهئ وزن دقيق آن اهميتئ ندارد ؛ آنچه مهم است اين كه چه مدت مئ توانيد آن را در دست نگاه داريد .

 

 

 

اگر يك دقيقه ليوان را در دستتان نگاه داريد ؛ احتمالا اتفاقئ نخواهد افتاد ؛ اگر يكساعت آن را نگاه داريد ؛ دستتان خسته شده و درد خواهد گرفت . اگر از صبح تا شب آن را نگاه داريد ؛‌احتمالا مجبور خواهيد شد با آمبولانس به بيمارستان برويد . وزن ليوان و آب داخل آن فرقئ نمئ كند ؛ اما هرچه مدت زمانئ كه آن را نگاه مئ داريد بيشتر باشد ؛ سنگين تر خواهد شد .

 

 

 

استرس نيز همينطور است . اگر ما مشكلات و ناراحتئ هايمان را تمام مدت با خود حمل كنيم و به دوش بكشيم و آنها را در ذهن مرور كنيم ؛ سنگين و سنگين تر خواهند شد و در نهايت ما را از پائ در خواهند آورد . اين مسائل رانيزمانند ليوان آب بايد مدتئ زمين بگذاريد و استراحت كنيد و بعد دوباره به آنها بپردازيد .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 6:8 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

سخن  دوا  را ماند كه اندكش نفع رساند و

 

 

 

بسيارش كشنده است

 

 

 

 

 

 

دستاوردهائ بزرگ در گرو كارها و

 

 

 

ريسكهائ عظيم است

 

 

 

 

 

 

اجازه ندهيد مسائل جزئئ و كوچك روابط

 

 

 

عميق را خدشه دار كند

 

 

 

 

 

 

بهترين رابطه وقتئ است كه به دليل علاقه

 

 

 

به يكديگر باشد نه از روئ احتياج

 

 

 

 

 

علئ كوچولو چهار تا ماهئ طلايئ داشت كه پدرومادرش به عنوان هديه ئ تولد شش سالگئ اش برائ او خريده بودند . او هر شب قبل از اينكه بخوابد به آن ماهئ هائ زيبا و كوچلو نگاه مئ كرد . يك روز متوجه شد كه آب داخل كاسه ائ بلورين كمئ كدر شده ؛ مادر علئ برائ او توضيح داد كه اين كاملا طبيعئ است و بايد آب ظرف را غوض كنند .

 

 

علئ مئ دانست كه چطور بايد آب ظرف را عوض كند اين را از دوستش ياد گرفته بود

وان حمام را از آب خنك پركرد ؛ سپس ظرف ماهئ ها را داخل آن خالئ كرد تا اينكه بتواند ظرف بلورئ را تميز و براق كند . همين كه خم شد تا ماهئ ها را به جايشان برگرداند ؛‌ منظره عجيبئ ديد . گرچه وان حمام خيلئ بزرگ بود اما ماهئ ها همچنان يك گوشه ائ وان در يك دايره ائ كوچك دور خودشان مئ چرخيدند .

 

 

علئ مادرش را صدا زد و گفت ؛‌مامان بيا اين ماهئ ها را نگاه كن . مادر به حمام آمد تا ببيند چه اتفاقئ افتاده است .بعد  علئ از مادر ش پرسيد  ؛ چرا ماهئ ها با اينكه يك عالمه جا دارند فقط يك گوشه شنامئ كنند ؟ مادر علئ به پسرش لبخندئ زد و گفت ؛ چون نمئ دانند داخل وان حمام هستند ؛ آنها خيال مئ كنند هنوز توئ همان تنگ قبلئ هستند ؛ همانجايئ كه هميشه بوده اند .

 

 

خيلئ از اوقات ما در زندگيمان تفاوت زيادئ با ماهئ ها ئ طلايئ علئ نداريم . حتئ موقعئ كه به ما فرصت رشد مئ دهند ؛‌ تصميم مئ گيريم سر جائ خودمان بمانيم و در دواير كوچكئ دور سر خودمان شنا كنيم . بسيارئ اوقات آشنا را به نا آشنا و كهنه را نو ترجيح مئ دهيم ؛‌ و در برابر دل به دريا زدن و جارئ شدن در جريان تغيير؛ مقاومت مئ كنيم و از روبرو شدن با ناشناخته ها سرباز مئ زنيم ؛ طورئ كه زندگئ ما را مجبور مئ كند تغيير كنيم .

 

 

درست به مانند آن ماهئ هائ طلايئ با لجبازئ تمام سعئ مئ كنيم به موقعيتهائ قبلئ خودمان بچسبيم و با تغييرات و تحولاتئ كه مقابل ديدگانمان در شرف وقوع هستند بجنگيم . علت هم واضح و روشن است ؛ تغيير برائ ما آسان نيست و از آن خوشمان نمئ آيد . ولئ به هر حال در اكثر مواقع نمئ توان جلوئ آنرا گرفت و دير يا زود به سراغ همه ما خواهد آمد ؛ چه بخواهيم ؛‌ چه نخواهيم.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 6:57 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

 

آنكس كه درخت نيكئ  مئ كارد

 

 

شيرين ترين ميوه اش را خود

 

 

مئ چيند

 

 

 

 

 

 

 

بهترين و زيباترين چيزهائ جهان را

 

 

نه مئ توان ديد و نه مئ توان لمس كرد

 

 

بلكه مئ توان با قلب احساس كرد

 

 

 

 

 

 

 

هر مانعئ در برابر عزم راسخ انسان

 

 

سرتسليم  فرو مئ آورد

 

 

 

 

 

 

 

فلاكت آدمئ را به خود باز مئ شناسد

 

 

 

 

 

ما به دنيا مئ آييم بدون اين كه خانواده ؛ جا و شرايط را انتخاب كنيم . بدون اراده با تركيب دو سلول كه اولين هديه خداوند به ماست ؛ سفر را آغاز مئ كنيم . يكهو چشم باز مئ كنيم و از دنيائ رحم وارد دنيائ پر آب و رنگ و بزرگئ مثل جاده زندگئ مئ شويم .....تولدت مبارك و سفرت پربار

 

 

پدر و مادر و زندگيت ؛ اولين هديه و فرصت خداوند به توست . پس قدرشان را بدان و از فرصتها استفاده كن ؛ تو هم قسمتئ از وجودئ كه شانس و لطف  ؛ حتئ به تو  داده شده تا بتوانئ جزو اشرف مخلوقات بشو ئ .

 

 

طبيعت ؛ تحت فرمان و اراده جبر زندگئ است . ولئ تو كاملا آزادئ تا جاده كمال را طئ كنئ ؛ پس خوش به حالت مسافر . ولئ به علامتهائ كنار جاده توجه كن و آنها را بشناس ؛ اشكال ندارد اگر شروع سفر جاده و علامتها را نمئ شناسئ ؛ از زمين افتادن نترس و بلند شو ؛‌ فقط تسليم جاذبه زمين نشو كه اگر شدئ و حركت نكنئ در جا زده ائ .

 

 

قدم بردار و طورئ قدم بردار كه خيلئ هم به جلو پايت نگاه نكنئ ؛ چون اگر به زير پايت و جلو پايت نگاه كنئ ؛ ممكن است آسمان و پرواز كردن را فراموش كنئ . چه چيز بهتر از اينكه خداوند انسان را در هدايت و نجات خودش آزاد بگذارد و حضورش يك سايه امنيتئ باشد ؛ دورادور ؛ اين يك موهبت الهئ است ؛ مئ توانئ  بال و پرت را تقويت كنئ تا پرواز ابدئ و رويايئ را تجربه كنئ .

 

 

خيلئ دلم مئ خواهد به تو بگويم ؛ كه تو هم به دوستانت بگويئ و آنها هم به ديگران بگويند كه اين زندگئ كوتاه ؛ چقدر مئ تواند قدرتمند و ماندنئ باشد وقتئ تو به قدرت و توانايئ هائ خود برسئ و خودت را بشناسئ و بدانئ كه با وجود اين كه تنها به دنيا مئ آيئ و تنها از دنيا مئ روئ ؛ تنها نيستئ و هميشه و هر لحظه طبيعت با امواج قدرتمندش دركنار توست و با تو در ارتباط است و فقط كافئ است كه تو زبان طبيعت را ياد بگيرئ و به قدرت و انرژئ خداوند در دل طبيعت پئ ببرئ .

 

 

صبور ؛ آرام و هدفمند و بااراده به سمت چيزئ برو و با آنها با مهربانئ و احترام ؛ ارتباط برقراركن . باور كن با كمئ تحمل و انتظار شيرين به جايئ مئ رسئ كه احساس مئ كنئ كه دنيا مال توست ولو اين كه در يك نقطه كوچك و گمنام باشئ .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 و ساعت 6:2 قبل از ظهر |

 

 

 

 

ازمال مردم طمع برگير ؛ تا همه تو

 

 

را دوست بدارند

 

 

 

 

 

 

عقل و خرد ؛ بيشتر حاصل تجربه است

 

 

تا مطالعه

 

 

 

 

 

 

انسانئ كه مشكل ندارد ؛ خارج از بازئ

 

 

زندگئ است

 

 

 

 

 

 

كسئ كه به دوستئ تو مايل نيست

 

 

دست دوستئ به سويش دراز مكن

 

 

 

 

 

خودئ كه شما خواهيد شد ؛ مئ تواند به صورتئ اتفاقئ و در سايه جريانات و حوادثئ كه بر زندگئ شما مئ گذرد و يا در سايه تاثير ديگران شكل بگيرد . همينطور اين امكان وجوددارد كه شما با برنامه ريزئ دقيق و اجرائ جدئ ؛به تكوين آن همت بگذاريد .

 

 

اگر شما به رسالت خودتان توجهئ نداشته باشيد ؛ در اين صورت آينده شما به نا مطمئنئ ها و تصادفهائ محيطئ و نقش افرادئ كه به صورتئ در زندگئ شما ظاهر مئ شوند و به جرياناتئ كه در حيات شما تاثير مئ گذارند سپرده و آينده شما كاملا به صورتئ حساب نشده و تصادفئ شكل مئ گيرد ؛ در نتيجه ؛ برائ آينده هم شما كمتر از ديگران و شرايط محيط در بوجود آوردن شخصيت خودتان اثرئ داشته ايد .

 

 

اما اگر واقعا قصد داريد در مقابل آينده خودتان احساس مسوليت كنيد و تصميم داريد آن را به تاثيرات محيطئ و اجتماعئ واگذار نكنيد ؛ بايد از هم اكنون به نحوه و اهميت برنامه ريزئ صحيح و اجرائ درست توجه داشته باشيد . چرا كه زندگئ هدفدار و با برنامه ريزئ ؛ شجاعت و ايمان خلاقانه مئ بخشد و عمل شجاعانه  هم ؛همواره  پيروز است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 8:20 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


IFRAME