تبليغاتX
انسان بزرگ

 

 

 

 

 

 

 

در دوران خوشئ و رفاه خدا را بشناس

 

 

تا در روزگار سختئ خدا تو را بشناسد

 

 

 

 

 

 

شانس در زندگئ انسان را خوشحال

 

 

 مئ كنداما تنها  در سختئ هاست كه

 

 

 رشد مئ كند

 

 

 

 

 

 

 

خيلئ آسان است كه نورئ را به

 

 

ظلمت تبديل كنيد اما افروختن روشنايئ

 

 

كارئ است بس دشوار

 

 

 

 

 

 

 

وظيفه حال را به آينده واگذار نكنيد

 

 

هر چند در آينده بهتر و بزرگتر باشد

 

 

 

 

 

 

 

كلمات بجا

 

برادرم پس از يك حمله شديد قلبئ به حال اغماء دربخش مراقبتهائ ويژه پزشكئ بيمارستان بسترئ شد . رشته هائ متعدد شلنگ و سيم هايئ كه از دستگاههائ گوناگون به بدنش وصل شده بودند ؛ اورا زنده نگاه مئ داشتند .

 

 

دستگاهئ ضربان ضعيف قلب او را با ترسيم خطوط موجدار نشان مئ داد . تنها صدايئ كه از اتاق او شنيده مئ شد صدائ فش فش موزون پمپئ بود كه هوا را به ريه هايش مئ فرستاد . زن برادرم ؛ درمانده ؛ كنارئ ايستاده بود .

 

 

زن برادرم و من در طئ روزهائ سختئ كه داشتيم ما بين اميد و تسليم درمانده بوديم . مقدم هر ملاقاتئ را عزيز مئ داشتيم . از داستانهايئ كه در مورد به هوش آمدن افراد در حال اغماء و بازگشت به حال عادئ برايمان تعريف مئ كردند ؛ بسيار ممنو ن مئ شديم .

 

 

به سخنان هوشمندانه ائ كه در باب مراحل درد و رنج مئ زدند گوش جان مئ سپرديم و مئ دانستيم كه هدفئ جز غمخوارئ ندارند . اما متاسفانه بسيارئ از ملاقات كنندها حرف زنان از در وارد مئ شدند و حرف زنان از آن خارج مئ شدند .

 

 

سپس دوستئ برائ ديدن برادرم آمد . او پائ تخت ؛ كنار ما ايستاد و به بدن برادرم خيره شد . سكوتئ طولانئ حكمفرما شد . بناگاه احساسات بر او غلبه كرد و گفت متاسفم   و دوباره ؛ سكوتئ طولانئ بر اتاق مستولئ شد . سرانجام ؛ او مرا در آغوش گرفت و سپس دستم را در دستش گرفت و كمئ بيش از حد معمول فشرد . هنگامئ كه نگاه هايمان با هم تلاقئ كرد ؛ چشمانش مملو از اشك شد . سپس او رفت .

 

 

برادرم يك هفته بعد جان به جان آفرين تسليم كرد . ساليان سال از آن روز مئ گذرد ؛ اما من هنوز آن ملاقاتئ را به ياد دارم . من اسم او را به خاطر ندارم ؛ ولئ هرگز فراموش نخواهم كرد كه او چه آرام و صميمانه شريك غم هائ ما شد . چند كلمه حرف او دنيايئ معنئ در بر داشت .

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 11:8 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

خودت بار خودت را به دوش كش و

 

 

اگر چنين نكنئ ؛ كس ديگر بار تو را

 

 

به دوش نكشد

 

 

 

 

 

 

وقتئ به خودتان در راه پيشرفت بيشتر

 

 

سخت مئ گيريد ؛ زندگئ برايتان

 

 

آسان مئ شود

 

 

 

 

 

 

فقط عشق مئ تواند باعث الهئ

 

 

شدن انسان بشود

 

 

 

 

 

 

 

مطمئن باش بالائ قله موفقيت

 

 

هرگز شلوغ نيست

 

 

 

 

 

بسيارئ از افراد هدفهايئ را در ذهن مئ پرورانند كه بيشتر آرزوهائ رويا گونه اند ؛ نه اهداف دقيق و روشنئ كه عاقلانه برروئ آنها تصميم گيرئ شده باشد . البته خيال و آرزو موضوعئ خوب و تحسين برانگيز است ولئ اگر ما بخواهيم به صورت دقيق و صحيح به هدف برسيم نياز به تصميم گيرئ داريم .

 

 

برائ بسيارئ از افراد ؛ تصميم گيرئ مشكل است . شايد يكئ از علل آن ؛ عدم آگاهئ از وجود راههائ ديگرئ باشد كه فراروئ آنها قرار دارد و يا اصولا اطلاعئ از اين حقيقت نداشته باشند كه بتوانند دراين شرايط برائ تغيير وضع موجود تصميمئ بگيرند . اين موضوع بخصوص در شرايطئ كه ما برائ پيشرفت و سعادت گام برمئ داريم محسوس تر است . اگر افراد ؛ از راه حلهائ ديگر اطلاع نداشته باشند و يا بجائ تصميم گيرئ ؛ مردد باقئ بمانند ؛ ناچار به تحمل وضع موجود مئ گردند .

 

 

پيشرفت در زندگئ ؛ هدف دل انگيزئ است كه اكثريت عظيمئ طالب آن هستند ؛ ولئ عده كمترئ به گونه ائ جدئ در باره آن فكر مئ كنند ؛ چرا كه تنها افرادئ به آن مئ رسند كه علاوه بر آرزوهائ رويايئ ؛ به تصميم گيرئ صحيح نيز اقدام مئ ورزند .

 

 

سه عامل يا مانع هم برسرراه خيال پردازان تنبل وجود دارد كه آنها رااز تصميم گيرئ برائ پيشرفت بازمئ دارد و اين سه عامل عبارتند از شكست ؛ دلتنگئ و پوچ گرايئ . اين افراد ممكن است به علت نياز يا اجبار كتابهايئ مطالعه كنند و يا در كلاسهايئ شركت كنند و يا اگر راحت باشند در برنامه ها و فعاليتهائ گروهئ شركت نمايند ؛ ولئ بايد به اين حقيقت محض  هم توجه داشته باشند ؛ كه بدون تصميم گيرئ و پشتكار زياد محال است كه به اهداف رويايئ خود نزديك شوند . واين تنها  راهئ است كه مئ توانند مسولانه در زندگئ انتخاب كنند تا به سعادت برسندو اگر نمئ توانند ؛  در غير اين صورت بهتر است به هر وضعئ كه دارند عادت كنند و درهمان لجنزار خود ساخته  باقئ بمانند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 11:22 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

كسيكه همت خود را بلند سازد

 

 

مردم او را بزرگ مئ شمارند

 

 

 

 

 

 

 

برادر كسئ است كه در سختئ

 

 

برادرئ كند

 

 

 

 

 

 

 

 

سرنوشت هر كس را شخصيت

 

 

 

او تعيين مئ كند

 

 

 

 

 

 

 

برائ پيشرفت در زمينه ائ خاص

 

 

 

بايد به هر قيمتئ درآن را ه

 

 

 

پافشارئ كنيد

 

 

 

 

 

 

 

مردئ تخم عقابئ يافت و آن را در آشيانه يك مرغ  كرچ گذاشت . عقاب به همراه جوجه هائ ديگر از تخم بيرون آمد و با آنها شروع به رشد نمود .

 

 

عقاب در طول تمام زندگيش همان كارهايئ را مئ كرد كه جوجه ها مئ كردند ؛ چون تصور مئ كرد كه او نيز جوجه مرغئ بيش نيست . او برائ پيدا كردن كرم و حشره ؛ روئ زمين را با ناخن مئ كند ؛ قد قد مئ كرد و صدائ مرغان را درمئ آورد . بالهائ خود را برهم مئ زد و چند قدمئ در هوا مئ پريد .

 

 

سالها بدين سان گذشت و عقاب بسيار پير شد . روزئ عقاب بالائ سر خود ؛ در آسمان بزرگ آبئ ؛ پرنده باشكوهئ ديد كه با وقار هر چه تمامتر در ميان جريان پرتلاطم باد ؛ بئ آنكه حتئ حركتئ به بالهائ طلائيش بدهد ؛ در حال پروازاست . او با بيم و وحشت به آن نگريست و از مرغ كنار دستيش پرسيد ؛ اون كيه ؟ همسايه اش جواب داد ؛ اون يه عقابه ؛ پادشاه پرندگان ؛ او به آسمان تعلق دارد ؛و  ما به زمين ؛چون ما جوجه ايم .

 

 

و بدينسان بود كه عقاب جوجه زيست و جوجه مرد . چون فكر مئ كرد كه جوجه است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه شانزدهم تیر 1385 و ساعت 6:24 بعد از ظهر |

 

 

 

 

 

 

هر گاه نيكئ و احسان كردئ ؛

 

 

فراموشش كن

 

 

 

 

 

 

 

تفکر بدون تجربه چیز پوچی است و

 

 

 

تجربه بدون تفکر توقعی ابلهانه

 

 

 

 

 

 

 

 

خاموش باشیم، زیرا آنگاه است که

 

 

 

 صدای نجوای خدارا خواهیم شنید.

 

 

 

 

 

 

 

اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی،

 

 

 هیچ وقت اشتباه نمی کنی.

 

 

 

 

 

 

زيبايئ ؛ بدون نجابت فايده ائ ندارد

 

 

 

 

 

 

شايد شما هيچوقت درزندگئ هدفئ را برائ خود تعيين نكرده باشيد . شايد از ترس شكست ؛ از تعقيب هدفهائ بزرگ امتناع كرده ايد و  تمام زندگئ خود را بدون برنامه ؛ بدون هدف و بدون اينكه بدانيد  واقعا از زندگئ ؛ ازدواج ؛ شغل و ارتباطات خود چه مئ خواهيد  ؛ صرفا در سرگردانئ بسربرده ايد و  گاه و بيگاه هم يك  طرح مبهم از خواسته ها ؛ به مغزتان خطو ر كرده ؛ اما هرگز به طور فعال برائ تعيين اهداف واقعئ خود وارد عمل نشده و در اغلب موارد ؛ كار شما فقط اين بوده  كه از يك بحران به بحران ديگر و از مصيبتئ به مصيبت ديگر تغيير مكان دهيد . آيا زندگئ شما غير از اين است ؟ 

 

 

به اعتقاد بزرگان ؛ زندگئ يك هنر است نه يك تصادف . ما به آسانئ مئ پذيريم كه بايدراه رفتن و خواندن و نوشتن و رياضيات را ياد بگيريم ؛ ما مئ پذيريم كه مهارتها و قوانين رانندگئ و خيلئ چيزهائ ديگر را بايد ياد بگيريم  ؛ پس بايد اين مورد را هم پذيرفت كه بدون هدف و تعهد و اقعئ ؛ داشتن برنامه و انضباط  فردئ ؛زندگئ معنا و مفهومئ ندارد ؛ انسانئ كه نخواهد و نپذيرد مسئوليتهائ زندگئ را و فاقد هدف باشد و زندگئ بارئ به هر جهت را انتخاب كند در طريق فنا و نابودئ قدم برمئ دارد .

 

 

 

اگر شما هم جزء افرادئ با اين طرز تفكر باشيد كه مئ خواهند كس ديگرئ به جائ آنها فكر كند ؛ برايشان تصميم بگيرد ؛ به جائ آنها زندگئ كند ؛ بايد بگويم در زندگئ فقط پرسه مئ زنيد و راهئ هيچ كجا هستيد و كارتان هم تمام است .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 4:0 بعد از ظهر |

 

 

 

 

زشت ترين خيانتها ؛ فاش كردن

 

 

 

راز است

 

 

 

 

 

 

زبان محبت را همه مئ دانند

 

 

 

حتئ بئ زبانان

 

 

 

 

 

 

دنيا و مال به هم شباهت دارند

 

 

 

هيچكدام به انسان وفا نمئ كند

 

 

 

 

 

 

 

 

آنكه مردانگئ ندارد ؛ هيچ ندارد

 

 

 

حتئ اگر زن باشد

 

 

 

 

 

هلن كلر دانشمندترين نابيناو ناشنوائ جهان

 

خانم هلن آدامز كلر ؛ نابغه نابيناو ناشنوائ امريكايئ در 27 ژوئن 1880در امريكا به دنيا آمد و در 19 ماهگئ براثر بيمارئ ؛ شنوايئ و بينايئ خود را از دست داد . در 6 سالگئ ؛ پدر و مادرش او را به نزد الكساندر گراهام بل ؛ مخترع تلفن بردند و از او يارئ خواستند . گراهام بل او را به يك معلم معرفئ كرد و اين معلم با جديت به آموزش هلن به صورتهائ مختلف پرداخت .

 

 

سرانجام از راه لمس انگشتان توانست با هلن ارتباط برقرار كند . چون هلن هوش و استعداد سرشار داشت ؛ بزودئ خواندن و نوشتن و حتئ سخن گفتن خيلئ ناقص را فراگرفت . او چنان دراين زمينه ها ترقئ كرد كه مايه شگفتئ همگان شد و حتئ زبان فرانسه و آلمانئ را نيز فراگرفت . هلن كلر توانست در 20 سالگئ مقاله بنويسد و در 24 سالگئ برنده درجات علمئ شود .

 

 

هلن كلر كشف كرد كه بسيارئ از مردم او را دوست دارند . از اين رو تصميم به نوشتن زندگينامه خود گرفت و علاوه برآن ؛ بيش از 40 كتاب ؛ مقالات متعدد و رساله هائ فراوانئ در باره نحوه تفكر و تحصيل نگاشت . او از دنيائ خاموش خود برائ تفكر و تصنيف آثار علمئ ؛ استفاده فراوان برد و از درآمد كارهائ خويش ؛ آموزشگاههائ متعددئ در امريكا و ديگر كشورها برائ نابينايان تاسيس كرد . وئ معتقدد بود ؛ هر چيز شگفتئ هائ خودرا دارد ؛ و مئ گفت كه حتئ در حالتئ كه هست مئ تواند خشنود باشد .

 

 

 هلن كلر سرانجام درسال 1968 ؛ درسن 88 سالگئ درگذشت ؛ در حالئ كه او را دانشمندترين كور و كر دنيا لقب داده بودند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 3:56 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


IFRAME