تبليغاتX
انسان بزرگ

 

 

 

 

 

هر كس درو مئ كند  آنچه را كه مئ كارد

 

 

و مئ بيند عاقبت آنچه را  عمل مئ كند

 

 

 

 

 

 

عزت مرد در  اين است كه به مردم

 

 

نياز نداشته باشد

 

 

 

 

 

 

صبرو شكيبايئ ؛ سختيهائ روزگار

 

 

را سهل و آسان مئ كند

 

 

 

 

 

 

فرصت از دست دادن موجب ندامت

 

 

 است و پشيمانئ

 

 

 

 

 ناراحت كننده است ديدن جوانهايئ كه با ضعف و سستئ در آرزوئ موفقيت هستند ولئ حاضر نيستند بهائ آرزوهائ بزرگشان را بپردازند . بنظرمئ رسد كه آنها متوجه تفاوت ميان آرزو و تصميم گرفتن دراين مورد نيستند ؛ گويئ درك نمئ كنند كه نبايد هميشه منتظر بوجود آمدن موقعيت مناسب يا فرا رسيدن فرصتئ بزرگ بود ؛ بلكه بايد آستينها را بالازد و با عزمئ راسخ به سمت مشكلات و سختئ ها رفت .

 

 

عزم و اراده شما برائ جلو رفتن ؛ شما را خلاف جريان آب پيش خواهد برد ؛‌ مهم نيست كه جريان چقدر قوئ و موانع چه تعداد مئ باشند . امروزه هزاران مرد و زن در سطوع مختلف مديريت كشور هستند كه اگر به خودشان ايمان نداشتند هرگز آنجا نبودند . آنها عزمئ راسخ دارند و تصميم گرفته اند با وجود تمام مشكلات به مردم و وطن خود خدمت كنند و وظايف خود را انجام بدهند  و از هيچ موضوعئ هم ترسئ ندارند .

 

 

بسيارئ از آنها قبلا در روستاها و بخشهائ بدون امكانات  و يا در كارگاهها و كارخانه ها كار مئ كردند و نه تنها فقير بوده اند بلكه از كسان ديگرئ هم نگهدارئ مئ كرده اند ؛ ولئ با وجود تمام اين موانع مصمم بوده اند به جلو بروند و برائ آنها اصلا مهم نبوده كه كسانئ آنها را خيال پرداز دانسته و يا به آنها بخندند . آنان مصمم شدند و تصميم خود را عملئ ساختند ؛ زيرا به خود اعتماد داشتند ؛ پس به خود اعتماد كنيد و جرات داشته باشيد و از تجربه كردن نترسيد اگر مئ خواهيد در زندگئ  برروئ پاهائ خود بايستيد . 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 7:45 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

آنكس كه مشكلات زندگئ خود را برائ

 

 

ديگران آشكارمئ سازد درحقيقت ؛

 

 

 تن به خوارئ و ذلت داده است

 

 

 

 

 

 

 

اگر ندانيد به كجا مئ رويد ؛ چگونه

 

 

توقع داريد به آنجا برسيد ؟

 

 

 

 

 

 

در افتادن ضررئ متصور نيست

 

 

بدبختئ در عجز و درماندگئ است

 

 

 

 

 

 

شرايط كنونئ شما ؛ حاصل انتخابهائ شما

 

 

در طول زندگئ است

 

 

 

 

 

آيا شكايت از بخت بد و ناليدن به اين علت كه نتوانسته ايم در زندگئ پيشرفت كنيم عملئ مشروع و در خور انسان است ؟

 

 

اگر نسبت به خود صادق باشيم ؛ مئ فهميم كه بهترين تلاش ممكن را نكرده ايم . همين واقعيت كه وقتئ مئ شنويم كه بهتر از اين كه هستيم نمئ توانيم بشويم ؛ احساس مئ كنيم به ما توهين شده بهترين نشانه آن است كه هر انسانئ ميل درونئ به پيشرفت دارد . ميلئ كه اغلب احساسئ درونئ به ما مئ گويد كه از آن بهترين استفاده را نكرده ايم .

 

 

واقعيت اين است كه ما نسبت به خود بسيار سهل گير و ملايم بوده ايم . مانند مادرئ بئ خيال كه از فرزندش توقع زيادئ ندارد ؛ بوده ايم و سعئ نكرده ايم آدمئ منضبط باشيم . ما به خود اجازه انجام همه آن كارهايئ را داده ايم كه خود در افراد ديگر محكوم مئ كنيم . تنبلئ روانئ ما ؛ تمايل ما به طفره رفتن از مسائل و مشكلات ؛ به عهده گرفتن كارهائ آسان ؛ شانه خالئ كردن از پذيرفتن مسئوليتها و ..... همه اينها نشان مئ دهند كه ما بهترين تلاش خود را نمئ كنيم و درنتيجه درهمان وضعيتئ كه هستيم ؛  مئ مانيم و اگر اين وضع ادامه پيدا كند تا ابد هيچ چيز تغيير نخواهد كرد ؛ مگر اينكه با بهترين تلاش از اين وضعيت ترسناك و اسفبار خود را رها كرده و به خود كمك كنيم تا اينگونه نباشيم .

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 6:49 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

بخشندگئ ؛ تخم دوستئ مئ افشاند

 

 

 

 

 

تازمانئ كه دستئ را آشيانه ات كرده ائ

 

 

پرواز نخواهئ كرد

 

 

 

 

 

 

احترام صفتئ اكتسابئ است ؛ آن را

 

 

به فرزندان خود بياموزيد

 

 

 

 

 

 

 

انسانهايئ كه در دامان سختئ ها و شدائد به

 

 

سر مئ برند ؛‌ نيرومند و با اراده مئ شوند و

 

 

مردم راحت طلب و نازپرورده ؛‌ محكوم و بدبختند

 

 

 

 

 

 

هيچ انسانئ يافت نمئ شود كه سراسر زندگئ او با با نشاط و شادئ آميخته باشد . بلكه اقتضائ زندگئ مادئ ؛ وجود مشكلات ؛ مصائب و سختئ هاست و نمئ توان تنها انتظار خوشئ و شادمانئ دائمئ را از آن  داشت . سختئ ها و ناكامئ ها جزء جدايئ ناپذير زندگئ دنيا است . ولئ بئ شك وجود آنها سازندگئ را نيز به همراه دارد . زيرا انسانها در رويارويئ با مشكلات و تنگناهائ زندگئ آبديده مئ شوند و مسير رشد و تعالئ را مئ پيمايند .

 

 

سختئ ها و شدايد ؛‌ برائ تكامل بشر ضرورت دارند . اگر محنتها و رنجها نباشد ؛ بشر تباه مئ شود . آدمئ بايد در طول عمر و زندگئ اش با درايت مشقتها را تحمل كند و سختئ ها را بكشد تا هستئ و زندگئ درست را لايق بشود . بلاها و گرفتارها برائ كسانئ كه مقاومت مئ كنند و ايستادگئ نشان مئ دهند سودمند است . از اين رو در چنين وضعئ بايد به آنان مژده داد .

 

 

مصائب و سختئ ها در طول دوران زندگئ نعمتهائ بزرگئ هستند كه بايد در برابر آنها سپاسگذار خدا بود . نعمتهايئ هستند كه در قالب قهر تجلئ كرده اند ؛ همچنان كه گاهئ قهر هايئ به صورت لطف ظهور مئ كنند. از اين بلاها بايد به نوبه خود قد ردانئ كرد . ولئ به هر حال بايد توجه كرد كه نعمت بودن نعمت و بلا بودن بلا به نوع واكنش ما بستگئ دارد ؛ ما مئ توانيم همه بلاها را به نعمت تبديل كنيم ؛‌ تا چه رسد به آنچه در لباس نعمت برما رخ مئ نمايد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 5:57 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

 

ساعتئ تن به ذلت و خوارئ دادن ؛‌ با

 

 

عزت تمام روزگار برابرئ نخواهد كرد

 

 

 

 

 

 

درهر شرايطئ باشئ ؛‌ چه در حال نشاط يا

 

 

كسالت ؛‌ در كارها ثبات و پشتكار را از

 

 

از دست مده

 

 

 

 

 

 

 

از زندگئ استفاده كن ؛‌قبل از اينكه

 

 

آنرا از دست بدهئ

 

 

 

 

 

 

اين مشكلات هستند كه واقعيت انسانها

 

 

را نشان مئ دهند

 

 

 

 

 

همه مئ دانند كه استرس دائم انسان را بيمار مئ كند . چيزئ كه خيلئ ها نمئ دانند اين است كه استرس مئ تواند رابطه زن و مرد را نيز ويران كند . وقتئ مئ شنويم كه رابطه بين يك زوج از هم پاشيده و آنها از هم جدا مئ شوند اولين دليلئ كه به ذهن مامئ رسد اين است كه شايد آنها مناسب هم نبودند و با هم تفاهم نداشتند و يا رابطه جنسئ آنها با هم خوب نبوده و يا گذشته تربيتئ و اختلاف فرهنگئ عامل اين جدايئ مئ باشد

 

 

كمتر به اين مورد توجه شده كه استرس زيادئ باعث از هم پاشيدن رابطه دو نفرمئ گردد . البته نه استرس خود رابطه ؛ بلكه فشارهائ موجود در خارج از رابطه و فشارهائ اجتماعئ و روزمره زندگئ . زمانئ كه يك زوج برائ اولين بار بچه دار مئ شوند و يا خانه و يا يك ماشين جديد خريده و زير بار قرض هائ سنگين مئ روند و يا يكئ از آنها يكباره اخراج و خانه نشين مئ گردد و يا بچه بيمارشده و نياز به درمان و پرستارئ بلند مدت پيدا مئ كند ؛هر يك از آنها  برائ ايجاد استرس در رابطه بين دو نفر كافئ مئ باشد .

 

 

 

همزمان عوامل اجتماعئ كه باعث راحتر تحمل كردن اين اضطرابها مئ باشند هم كم شده اند ؛‌ افراد وقت كمترئ برائ دوستان ؛‌ برائ تفريح هائ ديگر و يا برائ مسافرت دارند . درنتيجه فشاربه شريك زندگئ بيشتر مئ شود و در صورتئ كه روش برخورد با اين مساله منطقئ و مثبت نباشد و اين فشارها طولانئ مدت باشند و فاكتورهائ استرس زائ ديگرئ به آنها اضافه شوند ديگر وضعيت از كنترل خارج شده و در نتيجه خطر جدايئ و طلاق افزايش مئ يابد   .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 11:6 قبل از ظهر |

 

 

 

 

روزگار دو روز است ؛ روزئ به كام تو

 

 

و روزئ به زيان تو . چون به كام تو بود

 

 

سرمست مشو و چون به زيان تو بود

 

 

غمناك مباش ؛ زيرا هر دو مايه آرامش توست

 

 

 

 

 

 

 

اخلاق بد ؛ عمل نيك را فاسد مئ كند

 

 

همانگونه كه سركه عسل را

 

 

 

 

 

 

هميشه در زندگئ حالت رضايت داشته

 

 

باش تامورد پسند باشئ

 

 

 

 

 

 

فكر كردن در كارنيك انسان را به سوئ

 

 

انجام آن كار مئ كشاند

 

 

 

 

 

 

اگر فكر مئ كنيد كه شكست خواهيد خورد ؛ مئ خوريد

 

اگر فكر مئ كنيد كه بئ جراتيد ؛ هسيتد

 

اگر دوست داريد كه برنده باشيد ؛‌اما فكر مئ كنيد كه نمئ توانيد ؛‌

 

 مطمئن باشيد كه نمئ توانيد

 

اگر فكر مئ كنيد كه بازنده خواهيد شد ؛‌ مئ شويد

 

همه چيز بسته به ذهن شماست

 

 

 

 

برائ بالارفتن ؛ بايد بزرگ فكر كنيد 

 

نبردهائ زندگئ هميشه به نفع قويترين ها و سريعترين ها پايان نمئ گيرد

 

بلكه دير يا زود موفقيت از آن كسئ ست كه بردن را باور دارد

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 10:45 قبل از ظهر |

 

 

به تفكر و انديشيدن عادت كن ؛‌ زيرا تو را

 

 

از نادانئ نجات مئ بخشد و كردارت را

 

 

اصلاح خواهد كرد

 

 

 

 

 

 

مفهوم زندگئ تلاش دائمئ است

 

 

پس هيچگاه آرام و ساكت منشين

 

 

 

 

 

آرامشئ را كه به زحمت بدست مئ آورئ

 

 

به آسانئ از دست مده

 

 

 

 

 

هرگز به آن نينديشيد كه نااميدكننده است

 

 

به آن بينديشيد كه اميدوار كننده است

 

 

 

 

زبانت را حفظ كن تا دوستت را حفظ كنئ

 

 

 

 

همواره اين سخن را از دهان ديگران مئ شنويم كه مئ خواهم كار خيرئ انجام بدهم ولئ مسئوليتهائ زندگئ و كار چنان مرا به ميخ كشيده اند كه نمئ توانم حتئ توفيق كار كوچكئ به دست بياورم ؛‌ من تا گلو در روزمرگيهائ زندگئ غرق شده ام و هيچ فرصتئ پيش نمئ آيد كه زندگئ  من معنئ و مفهومئ پيد ا كند .  

 

 

اين يك  تفكر عمومئ غلط  و بئ اساس است . هر كس برائ كمك به ديگران برآستانه درخانه خويش فرصتهايئ را پيدا مئ كند كه روح او به كار برخيزد و خرسندئ را به دست آورد ؛ برائ رسيدن به اين  آرامش وخشنودئ درونئ ؛   هرگز لازم نيست كه وظايف عادئ خود را انجام نداده و يا كارهائ بسيار خيره كننده انجام دهيد . تنها كار ؛ استفاده از فرصتهائ فراوانئ است كه غالبا دردسترستان مئ باشد  .

 

 

 

اشتباه مااين است كه  در سراسر زندگئ با چشمان بسته راه مئ رويم و به فرصتهائ نيكئ كه پيش مئ آيد  توجه نمئ كنيم . در حاليكه كافئ است فقط اندكئ چشمان خود را باز و به جستجو بپردازيم تا اشخاص بسيارئ را بيابيم كه به يارئ ما نيازدارند ؛‌ البته  نه برائ كارهائ بزرگ بلكه برائ چيزهايئ كوچك .

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 5:4 بعد از ظهر |

 

 

 

 

 

جبران ضررئ كه از سكوت به تو مئ رسد

 

 

آسانتراز جبران حرفهائ نابجاست

 

 

 

 

 

كم و اندكئ كه خدا به انسان بدهد

 

 

بزرگتر و باارزش تر از بسيارئ است

 

 

كه مخلوقش بدهد

 

 

 

 

 

به سمت فرصتها بشتاب ؛ قبل از اينكه

 

 

از دست بروند و به اندوه مبدل شوند

 

 

 

 

 

با دشمن دوستت ؛ دوست مشو كه اين

 

 

دشمنئ با دوست است

 

 

 

 

 

جايئ كه لازم نيست ؛ چيزئ بگويئ

 

 

نگو

 

 

 

 

 

به طور حتم مئ دانيد فرق آدم با تجربه و بئ تجربه چيست . به شما مئ گوييم ؛‌فرقش اين است كه آدم با تجربه درزندگئ خود بيشتر اشتباه كرده است . خودشما وقتئ مئ گوييد كه من در فلان زمينه تجربه دارم مقصودتان چيست ؟ به طور حتم منظورتان اين است كه راههائ فراوانئ را رفته ايد و نتيجه نگرفته ايد تا اين كه در اثر تلاش و افت و خيز  بسيار ؛ راه صحيح را يافته ايد .

 

 

دراصل تجربه يعنئ همين نتيجه نگرفتن و شكست خوردنهاو اشتباه كردن ها است . و به همين دليل است كه مئ گويند ترس از شكست نداشته باشيد . بعضئ ها از ترس باخت و يا اين كه مورد مواخذه قرارگيرند ؛ هرگز دست به كار قابل ملاحظه ائ نمئ زنند ؛ واضح است كه قدمئ نيز در زندگئ به جلو برنمئ دارند ؛ چرا كه برائ رسيدن به هر نتيجه ائ بايد حركت كرد و تا عمل نكنيم نبايد هيچ انتظارئ داشته باشيم .

 

 

هيچ كس راهئ را كه مئ رود ؛ عوض نمئ كند ؛‌مگر اين كه بداند آن راه اورا به جايئ نمئ رساند و مسير اشتباه است . انسان مادام كه باورها يا كارهائ خود را خطا نداند ؛‌كمترين كوششئ در تغيير باورها و رفتارها نخواهد كرد . پس اولين گام برائ تغيير اين  است كه بدانيم ماهم ممكن است اشتباه كنيم و پس از آن بايد سعئ كنيم اگر مئ خواهيم رو به جلو حركت كنيم و درجا نزنيم ؛ تغييرئ در خط مشئ خود بدهيم .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 1:3 بعد از ظهر |

 

 

 

 

 

 

هر چه برائ خودت مئ خواهئ ؛‌ برائ ديگران

 

هم بخواه

 

 

 

 

همان طور كه خوش ندارئ به تو ظلمئ شود

 

ظلمئ نكن

 

 

 

 

همان جور كه دوست دارئ به تو خوبئ كنند

 

به ديگران خوبئ كن

 

 

 

 

هر چه نمئ دانئ نگو ؛ حتئ اگر آنچه مئ دانئ

 

كم است

 

 

 

 

هر چه نمئ خواهئ در باره ات بگويند

 

درباره كسئ نگو

 

 

 

 

بسيارئ ازاوقات ما منتظر مئ مانيم كه تا اوضاع بر وفق مرادمان شود . غافل از اينكه تا قدم برنداريم به هيچ هدفئ نزديك نخواهيم شد . در واقع منتظرماندن فقط موجب از دست رفتن فرصتها مئ شود . اگر قرار باشد ما برائ انجام هركارئ منتظرباشيم تا همه چيز عالئ و كامل باشد ؛ هرگز زمان آن نخواهد رسيد . هيچ كس نمئ تواند شغلئ پيدا كند ؛ ازدواج كند و حتئ اقدام به خريد چيزئ كند .

 

 

پس بهتر است وقتئ استعدادهايمان را شناختيم و پرورش داديم از مرز ترسهايمان عبور كرده و بكوشيم تصميم هايمان را اجرايئ كنيم  . چرا كه اگر قرار باشد انسان پيشرفت كند و مانند مرداب ساكن نباشد بايد حركت كند و هر حركتئ هم توام با تغيير است .

 

 

اگرما راه جديدئ را امتحان نكنيم ؛ هرگز درمورد آن تجربه ائ كسب نخواهيم كرد ؛ هر چند شروع يك كار جديد هميشه همراه با استرس و زحمت بيشتر است اما اگر هميشه با مئ توانم شروع كنيدو سپس برائ انجامشان تلاش كنيد ؛ به خوبئ از پس آنها برخواهيد آمد و بالاخره انجام خواهند شد .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 7:42 قبل از ظهر |

 

 

 

 

همان كه گرفتار مئ كند ؛‌آسايش مئ بخشد

 

 

 

 

پاداش كسئ كه تو را خوشحال كرده

 

بدئ كردن نيست

 

 

 

 

بدبختئ نبوغ را نمايان مئ سازد و

 

خوشبختئ آنرا مئ پوشاند

 

 

 

 

موقعيتهائ بزرگ خود را در قالب

 

مشكلات لاينحل از ما پنهان مئ كنند

 

 

 

 

اشتباهات جز ء لاينفك فرآيند يادگيرئ هستند

 

 

 

 

 

تعلل درامور خيلئ آسان است اگر شما مئ گوييد كه در آينده بهتر مئ توانيد پيشرفت و ترقئ كنيد ؛‌ فقط خودتان را فريب مئ دهيد . آينده خالئ از مشكلات و مقاومتها نيست ؛‌چرا كه كارهائ خوب و نسبتا مهم با مشكلاتئ مواجهه است . در آينده طلسمئ وجود ندارد ؛ نعمت زمان حال است كه در اختيار شماست و فرصت موجود بيشتر از موفقيتهائ گذشته يا اميد به موفقيت هائ  آينده ارزش دارد .

 

 

زندگئ ؛  فرآيند ساختن است . آنچه امروز انجام مئ دهيد برآنچه فردا خواهيد داشت تاثير مئ گذارد ؛‌نتيجه فردا ثمره تلاش امروز است ؛ ترك يك عادت بد ؛‌تعيين اهداف ؛ پس انداز پول ؛‌ورزش كردن ..... و هر تصميم ديگرئ كه امروز مئ گيريد برفردائ شما تاثير خواهد گذاشت .

 

 

مئ توانيد چند صباحئ را كج دار و مريض و بئ خيال بگريزيد ؛ اما دير يا زود بايد حساب پس بدهيد ؛ مئ توانيد سركار نرويد ؛ مشكلاتتان را به دوش اين و آن بيندازيد ؛نسبت به مسئوليتهاو وظايف  بئ تفاوت باشيد ؛  اما روزئ ديوارها فرو مئ ريزند و شما هاج و واج مئ مانيد كه چرا وضعيت اينقدر درهم و برهم و نامرتب   است و آنوقت زندگئ به يادتان مئ آورد كه اينها پيامدهائ همان روزهائ بئ خيالئ است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 1:54 قبل از ظهر |

 

 

 

 

 

خيلئ وقتها ؛ بيگانه از فاميل به آدم نزديكتر است و

 

خويشاوند ؛ از بيگانه هم دورتر

 

 

 

 

دور و بر خوبان بگرد ؛ تا از آنان شوئ

 

از اهل شر فاصله بگير ؛ تا از آنان جدا باشئ

 

 

 

 

مال حرام بد لقمه ائ است

 

 

 

 

و زشت ترين ظلم ؛ ظلم به ناتوان است

 

 

 

 

غريب ؛ آن آدمئ است كه دوستئ ندارد

 

 

 

 

كار كردن هميشه لذت بخش نيست ؛اما غمگين تر از آنهايئ كه زندگئ بئ هدف ؛ بيهوده و ملال آورئ را مئ گذرانند نمئ توان يافت . كودكان وقتئ هيچ كارئ برائ انجام دادن ندارند ؛ با حالتئ افسرده به مادرانشان روئ مئ آورند ؛ ضعف فكرئ بيكاران ؛ حتئ موقعئ كه آنها از اعانه يا كمك دولتئ استفاده مئ كنند زبانزده همه است ؛ اشخاص بازنشسته كه ديگر كارئ برائ انجام دادن ندارند ؛ طبق آمار منتشره شده ؛ در اثر بئ فعاليتئ از بين مئ روند .

 

 

حتئ جهانگردئ كه با دعوت به استراحت از سوئ آژانش مسافرتئ وسوسه شده است ؛‌ اگر كارئ برايش درنظر نگرفته باشند ؛ برائ گرداننده تور دردسر درست مئ كند . مشغوليت به كار اندوه را تسكين مئ بخشد .به انجام رساندن كار روحيه را بئ نهايت بالا مئ برد . درحقيقت ؛ كار و فعاليت زيربنائ روحيه مشتاق و مطمئن است .

 

 

كسانئ كه فعال نيستند ؛ بار كارئ را بردوش اطرافيانشان خالئ مئ كنند . آنها تحميلئ برديگران هستند . سرو كار داشتن با افراد بئ ثمر و تنبل دشوار است . صرف نظر از افسرده كردن فرد ؛ آنهامئ توانند تاحدئ هم خطرناك باشند .يك پاسخ عملئ اين است كه چنين افرادئ را متقاعد سازيم درمورد انجام فعاليتئ تصميم بگيرند و آنهارا برآن داريم كه به فعاليت مشغول شوند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 6:16 قبل از ظهر |

 

 

 

 

انسانئ كه هدفئ در آينده ندارد

 

خودرا با گذشته مشغول مئ كند

 

و اين باعث سقوط است

 

 

 

 

عشق مئ تواند برآنچه به نظر تقدير

 

مئ آيد ؛ پيروز شود

 

 

 

 

سرنوشت ؛ نتيجه تصميم  انسان است

 

نه محيط

 

 

 

 

فقط با اتكا به اميد و آينده مئ توان زندگئ كرد 

 

 

 

 

بدون رنج و بدون مرگ زندگئ كامل نخواهد بود

 

 

 

 

زندگانئ فعال فرصتئ است برائ يافتن ارزش در كارهائ انسانئ و زندگئ آرام فرصتئ است برائ درك زيبايئ و هنرو طبيعت . اما درآن زندگئ نيز كه از فعاليت و آرامش بئ نصيب است باز هدفئ وجود دارد . چنين زندگانئ نيز خالئ از امكاناتئ برائ درك ارزشهائ عالئ اخلاقئ نيست .

 

 

مسئله واكنش فرد است در برابر حالت موجود . برائ بعضئ ها زندگئ فعال و آرام هر دو ممكن نيست ؛ اما اين دو وضعيت  تنها حالت زندگئ نيستند كه معنا دارند ؛ چراكه اگر زندگئ معنايئ داشته باشد ؛ رنج كشيدن نيز معنا خواهد يافت . رنج چون مرگ و سرنوشت بخشئ ناگسستنئ از زندگئ است .

 

 

طريقئ كه انسان سرنوشت خود و آن همه رنج را كه به همراه دارد تحمل مئ كند و باررنج خود را بدوش مئ كشد ؛ فرصتئ است كه حتئ در سخت ترين شرايط معنايئ عميق به زندگئ خود بدهد .و  تنها اين زندگئ است كه ارزشئ فداكارانه دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 11:10 بعد از ظهر |

 

 

 

 

و آنكه مئ انديشد ؛ بينايئ مئ يابد

 

 

 

 

 

تلخئ ياس ؛ بهتر از خواستن از مردم است

 

 

 

 

كار كم درآمد با پاكدامنئ ؛ بهتر از توانگرئ

 

با گناه است

 

 

 

 

انسان راز خود را بهتر از هر كس ديگر

 

نگاه مئ دارد

 

 

 

 

خيلئ ها در راهئ سعئ مئ كنند كه به

 

زيانشان تمام مئ شود

 

 

 

 

آدمئ بر مركب زمان سوار است ؛ بر مركب روزها و شبها ؛حتئ وقتئ خودش خيال مئ كند ايستاده است ؛ مركب زمان دارد او را مئ برد ؛ همان وقتئ كه خيال مئ كند جايئ ساكن شده و استراحت مئ كند ؛‌ دارد رو به پايان جلو مئ رود . پس مطمئن باش بيش از اندازه مقرر ؛ عمر نمئ كنئ .

 

 

تو در همان جاده ائ هستئ كه آدمهائ پيش از تو رفته اند ؛ پس در جستجوئ مال و منال دنيا ؛ آرام و بئ حرص باش ؛‌وقت خرج كردنش هم سنجيده و زيبا عمل كن .خيلئ پيش آمده ؛ افزون طلبئ ها ؛ همه چيز را بر باد داده و اين طور نيست كه هركس بدنبال مال و منال باشد ؛ به آن برسد ؛ يا هركه خيلئ پئ آن نباشد ؛‌محروم بماند ؛

 

 

روحت را بالاتر از اين بدان كه آلوده پستئ و فرو مايگئ شود ؛ حتئ اگر از اين مسير به آرزوهايت مئ رسئ ؛ كرامت روحت را معامله نكن ؛ هيچ كالايئ هم قيمت با آنچه از روح و و جودت تو كم مئ شود ؛  نيست .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 9:43 قبل از ظهر |

 

 

 

 

كسئ كه از مسيرحق منحرف شود

 

راهش باريك و دشوار مئ شود

 

 

 

آدمئ كه به روزگار اعتماد كند

 

روزگاربه او خيانت مئ كند

 

 

 

فاميلت را احترام كن ؛ آنها بال پرواز تواند

 

جوهره و ريشه تو هستند كه روزئ به

 

آنها باز مئ گردئ

 

 

 

 

مطمئن ترين رشته ائ كه مئ توانئ

 

بگيرئ ؛ رشته بين تو و خداست

 

 

 

 

كسئ كه به تو توجهئ ندارد و به كمكت

 

نمئ آيد ؛ دشمن توست

 

 

 

درهزاره سوم نهاد خانواده نيز همانند بسيارئ از واحدهائ اجتماعئ و انسانئ دستخوش تحولات شده و در مسلخ تكنولوژئ هائ رنگارنگ قربانئ شده و به جرات مئ توان گفت ارتباط معنئ دار و تاسف آورئ ميان ترقئ و پيشرفت آدميان و تنزل جايگاه اصيل اين حريم عاطفئ خودنمايئ مئ كند .

 

بئ توجهئ به معيارهائ اصيل و منطقئ همسرگزينئ ؛ توجه به ضوابط مادئ و ظاهرئ بيش از استانداردهايئ مثل اصالت خانوادگئ و اصول تربيتئ صحيح ؛ پايين آمدن آستانه تحمل فردئ و اجتماعئ ؛ بها دادن بيش از اندازه به ماديات و كم توجهئ به روابط عاطفئ موجب سستئ و فتور در اركان خانواده شده است .

 

از طرف ديگر چند شغلئ پدرو مادر موجب سردئ روابط انسانئ ميان اعضائ خانه شده ؛ تا جايئ كه گاه سپردن پدر بزرگ و مادر بزرگ ها به خانه سالمندان بتدريج به يك وظيفه تبديل شده و در نتيجه درنبود بزرگان خانه ؛ كو چكترين اختلافات به شعله هائ مهارنشدنئ تبديل مئ شوند كه كاشانه را به خاكستر تبديل مئ كند .

 

تشنجهائ هميشگئ در خانه به افت تحصيلئ ؛ درس گريزئ ؛‌بحران هويت ؛ افسردگئ و درنهايت فرار از خانه و اعتياد و ديگر آسيبهائ اجتماعئ فرزندان منجر مئ شود . آمار تاسف بار همسر و كودك آزارئ ؛ طلاق و اعتياد و .... گويائ اين حقيقت تلخند كه آموزشهائ مهارتهائ زندگئ درسطوح مختلف اجتماع كمتر مورد توجه و عنايت كارشناسان علوم رفتارئ قرار گرفته است .

 

به نظر مئ رسد كه  به جائ دروسئ كه كمتر به كار زندگئ فرزندان ما مئ آيند  بايد در دبيرستان و دانشگاه  مباحثئ گنجانده شود كه مبانئ دينئ و ارزشئ و اخلاقئ را به زبان روز برائ نسل سوم و چهارم بيان كرده و مهارتهائ زندگئ و راه رسم حل مشكلات را با استمداد از بزرگان خانواده به آنها بياموزند تا در حفظ قداست خانواده و خشونت زايئ از اين نهاد قدم اساسئ برداشته شود .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 5:41 قبل از ظهر |

 

 

 

 

نعمت ها حفظ نمئ شود مگر به شكر

 

 

 

در مقابل همه چيز مئ توان مقاومت كرد

 

 جزنيكئ و خوبئ

 

 

 

تحصيل ديروز بذرئ است كه ثمره آن را

 

فردا درو خواهئ كرد

 

 

 

ادب يا محبت خرجئ ندارد

 

اما همه چيز را خريدارئ مئ كند

 

 

 

كسئ كه چرائ برائ زنده  بودن دارد

 

با هر چگونه ائ خواهد سا خت

 

 

 

هر تلاشئ برائ بازگرداندن نيروئ درونئ ما بايد براين متكئ باشد كه هدفئ در زندگئ بيابيم . هر وقت فرصتئ پيداشود بايد سعئ كنيم به خود چرايئ بدهيم ؛ هدفئ كه بخاطر آن زنده باشيم و  بتوانيم چگونگئ زندگئ خود را تحمل كنيم . وائ برآنكس كه تصور كند ديگر زندگئ برائ او معنائ ندارد ؛ نه هدفئ ؛ نه مقصد و مقصودئ .

 

 

چيزئ كه واقعا لازم است اين مئ باشد كه تغييرئ اساسئ در طرزفكرانسانها  داده شوداول ما مئ بايستئ خود اين طرز فكر را بياموزيم و پس از آن به ديگران ياد دهيم . مابايد بياموزيم كه واقعا اهميتئ ندارد كه ما چه انتظارئ از زندگئ داريم بلكه بايد انديشيد كه زندگئ چه انتظارئ ازما دارد .

 

 

ما نه تنها بايد از پرسش معنائ زندگئ پرهيز كنيم بلكه بايد تصور كنيم اين پرسشئ است كه زندگئ هر روز و هرساعت ازما مئ كند و پاسخ را نيزبايد با كار و رفتار صحيح و شايسته داد   نه با گفتار و تصور . زندگئ چيزمبهمئ نيست بلكه بسيار حقيقئ است ؛ زندگئ برائ هر فرد سرنوشت اوست و اين سرنوشت برائ هر كس چيز ديگرئ است .

 

 

سرنوشتهائ مختلف با يكديگر قابل مقايسه نيستند و هيچ موقعيتئ تكرار نخواهد شد . گاهئ انسان در وضعئ قرار مئ گيرد كه مجبوراست به سرنوشت شكل دهد و آن را مجسم سازد . گاهئ لازم است فرصت را غنيمت شمرد ؛ به تفكر پردازد و به نعمات زندگئ خود بيانديشد . گاهئ نيز بايد سرنوشت را بپذيرد و باررنج را به دوش كشد . هر موقعيتئ با يكتا بودن خود مشخص و معمولا تنها يك پاسخ درست در برابر هر پيش آمدئ

وجود دارد .

 

 

اگر فردئ دانست كه رنج كشيدن سرنوشت اوست ؛ بايد آن را چون وظيفه ائ بپذيرد . بايد بپذيرد كه حتئ دررنج بردن او يكتاست و در اين دنيا تنها و ديگرئ نمئ تواند بار رنج او را بدوش بكشد ؛ اين فرصت يگانه اوست كه چگونه اين بار را به منزل برساند .

 

و وقتئ معنائ زندگئ و رنج به ما الهام و آشكار شد ديگر نخواهيم كوشيد كه با تصورات واهئ و خوش بينئ ساختگئ از سوز و آزارهائ زندگئ كم كنيم و رنج كشيدن برائ ما وظيفه ائ خواهد شد كه نخواهيم توانست به آن پشت كنيم .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 2:51 بعد از ظهر |

 

 

 

 

 

در لذتئ كه باقئ نيست ؛ خيرئ نيست

 

 

 

 

مقام عالئ انسان در برابر شماست

 

آن را بدست آوريد

 

 

 

 

عادت در آغاز چون تار عنكبوت سست است

 

اما سرانجام چون زنجير آهنين سخت مئ گردد

 

 

 

 

پيروزئ نصيب كسئ مئ شود كه بيش

 

از همه استقامت دارد

 

 

 

 

اسباب رياست ؛ تحمل است و بلند نظرئ

 

 

 

 

منتظر نباشيد كه شانس درخانه شمارا بزند ؛ اگر مايل هستيد كه به خانه شانس برويد و فرصت را بيابيد به سراغ خانه اش برويد و در ش را بكوبيد .

 

هر موقعيتئ كه درست ارزيابئ شود مئ تواند موجد يك شانس و فرصت باشد . پرده ائ بين فردا و ما حايل است . شايد فردا را هرگز نبينيم ؛ بنابراين بهتر كه امروز را از دست ندهيم و كارهائ خود را به فردا وانگذاريم .

 

بايد هر روزئ كه پيش مئ آيد ؛ ورقئ نو از كتاب زندگئ انگاشت . همچنين بايد بدون ياد آوردن شكستها و ناكامئ هائ ايام گذشته ؛ هر روز از نو برائ تحصيل كاميابئ فعاليت كرد . منتظر فرصتهائ بزرگ و فوق العاده نباشيد ؛ از فرصتهائ كوچك استفاده و آنها را بزرگ كنيد .

 

مئ توانيد وقتتان را با غبطه خوردن و شكوه كردن از اشتباهات گذشته سپرئ سازيد و يا مئ توانيد وقتتان را با تفكر درمورد تجربيات شيرين موفق آميز سپرئ سازيد . سريع ترين شيوه ائ كه مئ توانيد با آن يك زندگئ شگفت آور خلق كنيد ؛‌اين است كه خودتان را دوست بداريد و تفكر لذت بخش و انديش هائ شادئ آور داشته باشيد .

 

وقتئ به درد و رنج گرفتار هستيد ؛ مختاريد به فكر التيام آن باشيد ؛ يا خود را برائ درد و رنج بيشترئ آماده كنيد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 7:27 قبل از ظهر |

 

 

 

 

  با آنچه نمئ دانيد ؛ دشمنئ نورزيد

 

چون اكثر علم در آن چيزئ است كه نمئ دانيد  

 

 

 

 

برائ آنكه همتئ ندارد ؛ پيشرفتئ نيست

 

 

 

حقيقت همواره همان جايئ است

 

كه ايمان هست

 

 

 

 

مرد بزرگ ؛ دير وعده مئ دهد و لئ

 

زود عمل مئ كند

 

 

 

 

تجربه معلم خوبئ است اما

 

شهريه ائ كلان طلب مئ كند

 

 

 

امروزه يك انسان تهئ شده از مذهب و تباه گشته براثر فشار خردكننده كار ماشينئ و تفريحات استاندارد شده تلويزيون ها و هنرهائ عارئ از معنئ و زندگئ غلط و بئ هويت ؛طعمه  بسيار خوبئ برائ بت پرستئ و  فرهنگ پوچئ  و ابتذال و ترياك و تخديراست ..

 

 

پژوهشگران نيز جديدا حقايق تازه ائ را اعلام كرده اند ؛ آنها مئ گويندكه درصدبالايئ از  كسانئ كه دست خويش را به جنايت آلوده كرده اند اعتقادبه خدا نداشته و جهان را بئ معنا دانسته و عقيده دارند كه بايد نهايت استفاده را دركسب لذتهائ فردئ  برد و فرصتهارا ازدست نداد .

 

 

و سرانجام روانشناسان آگاه و بدون غرض بعد از سالها  تحقيق و تجربه مئ گويند كه عامل اصلئ روان پريشئ ها و بيمارهائ اعصاب و روان دربسيارئ از خانواده ها بئ اعتنايئ به مبانئ مذهبئ و عدم اعتقاد به يك نيروئ لايزال و مسلط بر جهان هستئ به نام خداست و  به همين دليل   بزرگان آگاه مغرب زمين از فاجعه عظيم بئ خدايئ سخن مئ گويند .

 

 

و خدا  اساس  وجود است.....   از خدا نام بردن بدين معنئ است كه زندگئ معنايئ دارد ؛ معنايئ كه بئ وجود آن ؛ همه چيز پوچ و بيهوده و هركارئ جايز شمرده مئ شود  . درست است كه  مابندگان سرنوشت نيستيم . همچنان كه سرنوشت هم در دست مانيست . ولئ شخصامسئول آفرينش پيوسته جهان هستيم  .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شکوفه در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 6:21 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


IFRAME